عبد الله احمديه
221
راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )
معاينه در معاينه ، رنگ بدن بيمار پريده و پوستش پلاسيده مىنمود . كمخونى زيادى داشت . اندك تورم در صورت ، پوست شكم و پشت دستهايش نمايان بود . ادرار چكه چكه ترشح مىكرد كه با پيچوتاب ، درد و التهاب همراه بود . گاه به واسطه زور و فشارى كه براى اخراج بول به عمل مىآورد مقعد نيز كمى بيرون مىزد كه با انگشت به جاى خود بازمىگشت . مثانه بيمار بزرگ و سست مىنمود . رودهها هم سست و هم متشنج بودند و تخليه به صورت كامل انجام نمىگرديد . طحال بزرگ شده بود . شايد علتش از نوبه مزمن بود . كبد هم بزرگتر از حد طبيعى مىنمود . گوارش غذا كند و دشوار و به سختى انجام مىگرفت . در نتيجه كمخونى و كسالت طولانى و ضعف زياد بيمار دچار تنگنفس شده بود و ياراى راه رفتن به تنهائى را نداشت . قلب بيمار تپش داشت و گاه مىايستاد . طبيعت مزاجى او بسيار سرد بود . در واقع حالات بيمار و معاينه پروستات مرا مظنون به سرطان پروستات نمود . ازاينرو او را همراه با نامهاى نزد يكى از متخصصان مجارى ادرار فرستادم تا معاينه دقيق از او نموده و نظر خود را در خصوص سرطان پروستات برايم مرقوم دارد . پزشك متخصص پس از معاينه ، بيمارى را ورم پروستات ساده تشخيص داد و تنها راه چاره را عمل جراحى و برداشتن پروستات دانست . درحالىكه وضع بيمار به هيچ وجه براى عمل جراحى مساعد نبود . زيرا علاوه بر كبر سن و ضعف مزاج مبتلاء به اورمى و آلبومينورى هم بود . كليههاى او ناتوان بودند . به همين جهت اگر در عمل ضعف مزاج هم موجب مرگ او نمىشد ناتوانى كليهها و وجود اورمى تعيينكننده مرگ مىشدند . از همين روى عمل جراحى برايش خطرناك بود . درمان نظر به اينكه مزاج بيمار زياده از حد « مرطوب » و سست مىنمود بنابراين براساس قواعد طب سنتى نياز به داروهاى « گرم و خشك » داشت . ازاينرو عصارههاى گياهى مركب از تخم شويد ، تخم گرمك ، تخم خربزه و خشخاش و نيز جوشاندههاى گياهى مركب از زيره